چتر خیس

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

خواب دیدم از تو دور شدم

30 آبان 1395 توسط respina
              خواب دیدم از تو دور شدم، آخ که عجب خواب بدی... گفتم بیا با هم بریم... گفتی که راهو بلدی هرچی صدا کردم نرو... اما به جایی نرسید! یکی،یه جا فریاد میزد: دیوونه از قفس پرید........ بیشتر »
 نظر دهید »

سکوت

30 آبان 1395 توسط respina
گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد!! بیشتر »
 نظر دهید »

یار

30 آبان 1395 توسط respina
 نظر دهید »

دلم پای پیاده حرم میخواهد

30 آبان 1395 توسط respina
      سر به راه بودم و یک عمر نگاهم به زمین   آمدی... سر به هوا چشم به راهم کردی...     بیشتر »
 نظر دهید »

زیارت امام حسین.ع. را ترک نکنیم!!

30 آبان 1395 توسط respina
امام صادق.ع.   هر که یک سال بر او بگذرد و به زیارت قبر حسین .ع. نرود،خداوند یک سال از عمر او می کاهد و اگر بگویم که یکی از شما سی سال،پیش از اجل خود می میرد،راست گفته ام و این برای آن است که زیارت امام حسین.ع. را ترک می کنید. بیشتر »
 1 نظر

چهل روزه ندیدمت...

27 آبان 1395 توسط respina
من و داغ غمی سنگین چهل روز چه ها بر من گذشته این چهل روز چهل روز است هجران من و تو که هر روزش مرا چندین چهل روز مرا جز ضربه های تازیانه نداده هیچکس تسکین چهل روز اسارت،طعن دشمن،تهمت دوست نصیب عترت یاسین چهل روز در این غم خوب میدانی که باید چه رنجی برده… بیشتر »
 نظر دهید »

اله زینب دولانر غملی مزارون باشنا...

27 آبان 1395 توسط respina
 نظر دهید »

مهاتما گاندی

25 آبان 1395 توسط respina
روزی مهاتما گاندی در داخل شهر کنفرانسی داشت وبه پسرش گفته بود ساعت 5عصر به دنبالش بیاید پسر که ماشینش را برای تعمیر ب تعمیرگاه برده بود،ماشین را تحویل گرفته وفراموش کرد که قرار است ساعت5 ب دنبال پدر برود... ویک ساعت دیرتر رفت... پدر که چشم انتظار پسر… بیشتر »
 نظر دهید »

زیبا!تولدم گذشت...

25 آبان 1395 توسط respina
      زیبا!   تولدم گذشت...   تو مگه اینجا اومدی؟؟   حتی نیومدی بگی چرا به دنیا اومدی... بیشتر »
 نظر دهید »

اگر بندگان من میدانستند که من چقدر دوستشان دارم...

23 آبان 1395 توسط respina
حدیث قدسی:   اگــــر  بنــدگان مــن میـــــدانستنـــد کــه مــن چــقدر دوستــــــشان دارم   از شــــــــوق جـــــــــــان میدادنــد... بیشتر »
 نظر دهید »

نشد...

23 آبان 1395 توسط respina
می خواستم خراب نگاهت شوم،نشد! بیچاره ی دو چشم سیاهت شوم،نشد!   می خواستم که وقت هم آغوش تو شدن حتی فدای حس گناهت،شوم،نشد!   گفتم به حود که همدم تنهاییت شوم بی چشم داشت،پشت و پناهت شوم،نشد!   گفتم به خود همیشه ی تو می شوم ولی حتی نشد که گاه به گاهت… بیشتر »
 نظر دهید »

رفاقت

23 آبان 1395 توسط respina
رفاقت... قصه ی تلخیست   که ازنامش گریزانم... بیشتر »
 نظر دهید »

تولـــــــــــــــــــــــــــــدت مبارک

22 آبان 1395 توسط respina
خصوصیات زن متولد آبان طناز و زیبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار، موقع شناس و گاه جاه طلب، جذاب و مغرور و با اعتماد به نفس، برای متولد این ماه اندکی علاقه و یا اندکی تنفر مفهوم ندارد یا عاشق است یا دشمن و در غیر اینصورت کاملا بی… بیشتر »
 نظر دهید »

تولـــــــــــــــــــــــــــــدت مبارک

22 آبان 1395 توسط respina
خصوصیات زن متولد آبان طناز و زیبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار، موقع شناس و گاه جاه طلب، جذاب و مغرور و با اعتماد به نفس، برای متولد این ماه اندکی علاقه و یا اندکی تنفر مفهوم ندارد یا عاشق است یا دشمن و در غیر اینصورت کاملا بی… بیشتر »
 2 نظر

23 ابان

22 آبان 1395 توسط respina
خصوصیات کلی متولدین آبان ماه قوی و قدرتمند ، مصمّم و با اراده پولادین ، ورزشکار ، هوشیار ، حسّاس و خجول ، در ظاهر آرام ولی در باطن خروشان ، انتقامجوی شدید ، پر انرژی ، واقعاْ کوشا ، عاشق ماورالطبیعه ، اهل معنویّات ، عاشق مسائل مرموز ، هر کاری را به… بیشتر »
 نظر دهید »

دیوانگیت را جشن بگیر...

22 آبان 1395 توسط respina
دیوانگیت را جشن بگیر...   زیرا در این جهان که تمام بشریت بیمار است   عاقل بودن   چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید. بیشتر »
 نظر دهید »

کفن برف کجا؟؟پیرهن برگ کجا؟؟

21 آبان 1395 توسط respina
    کفن برف کجا؟؟   پیرهن برگ کجا؟؟   خسته ام   مثل درختی که از آذرماهش... بیشتر »
 1 نظر

هفت روز مانده ب آتش!!

21 آبان 1395 توسط respina
من از آبان می آیم!هفت روز مانده ب آتش، از پاییزی که فقط سه مداد دارد برای نقاشی،سرخ و نارنجی و زرد... میان بغض تولد لحظه های بی قرارم همیشه کسی است برای آمدن که هرگز نیامده و من به پاییز فول داده ام که اگر او بیاید حتما مداد رنگی هایی که کم دارد برای… بیشتر »
 نظر دهید »

دل من

19 آبان 1395 توسط respina
    آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان؟؟   آن مکانی که مکان یاد نداد چه مکان؟؟   دل من دنبال یک واژه ی بی خاتمه بود...   اولین واژه که امد نظرم فاطمه بود. بیشتر »
 2 نظر

کوچه...

19 آبان 1395 توسط respina
عنت بیشتر »
 1 نظر

آقا شرمنده ام...

18 آبان 1395 توسط respina
 نظر دهید »

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی؟؟

18 آبان 1395 توسط respina
تو با قلب ویرانه ی من چه کردی؟؟ ببین عشق دیوانه ی من چه کردی؟؟   در ابریشم عادت  آسوده بودم تو با بال پروانه ی من چه کردی؟؟   ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است میخانه ی من چه کردی؟؟   مرا خسته کردی و خود خسته رفتی سفرکرده با خانه ی من چه کردی؟؟   جهان… بیشتر »
 نظر دهید »

رقیه بنت الحسین.علیه السلام.

15 آبان 1395 توسط respina
چند روزی است غمی سخت   دلم را برده...   هاتفی داد ندا: پنج صفر نزدیک است...   ایام شهادت ام البکا.بی بی رقیه خاتون تسلیت باد. بیشتر »
 نظر دهید »

یا بدم المظلوم الحسین

10 آبان 1395 توسط respina
    یاحسین!!   عشق تو در درونم و مهر تو در دلم   با شیر اندرون شد و با جان به در رود... بیشتر »
 نظر دهید »

پروانه های مرده

10 آبان 1395 توسط respina
        پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند   آری اگر بسیار اگر کم فرق دارند   شادم تصور می کنی وقتی ندانی   لبخندهای شادی و غم فرق دارند   من با یقین کافر جهان با شک مسلمان   با این حساب اهل جهنم فرق دارند   برعکس میگردم طواف خانه ات را   دیوانه ها آدم… بیشتر »
 نظر دهید »

دلنوشته

09 آبان 1395 توسط respina
  به نام غریبی که غریبانه دوستش دارم بیشتر »
 نظر دهید »

نگین خاتم در سرزمین ماتم

09 آبان 1395 توسط respina
 نظر دهید »

یا قلب صبور زینب.س.

05 آبان 1395 توسط respina
    کربــــــــــــــــلا در کربــــــــــــــــلا می ماند اگر   زیـــــــــــنب نبــود... بیشتر »
 نظر دهید »

یاسین بی سر

05 آبان 1395 توسط respina
  کسی چه می داند شاید سوره ی یاسیـــــــــــــن   همان یاحسیـــــــــــــن است که بــی ســـــــــــــر شده است... بیشتر »
 نظر دهید »

نعل تازه

05 آبان 1395 توسط respina
  نعـــــــل تــــازه به ســـــــــــــم اســـــب زدن فکـــــــــــر که بود؟؟ که ســـــرا پای تـــــــــو با سطــــــــــح زمیـــــــــن یکســـــــان شد... بیشتر »
 نظر دهید »

می روم

05 آبان 1395 توسط respina
در پی فصل بهاری که خدا می داند می روم تا به بهاری ک خدا می داند   دود در بستر شهر است چه باید بکنم مانده ام زیر غباری که خدا می داند   قایقی ساخته ام با پر قوها ارام می روم سمت قراری که خدا می داند خنده ها مال خودت گریه برایم کافیست بنشین پای مزاری که… بیشتر »
 نظر دهید »
آبان 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          

چتر خیس

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • دلنوشته
  • کفن برف کجا؟؟
  • دیوانگیت را جشن بگیر...
  • 23 آبان
  • تولدت
  • رفاقت
  • سکوت

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس